|
|
|
|
|
چند روز دیگه روز پدره. نمی دونم به این روز ٬ روز "مرد" هم میگن یا نه . در هر حال من به پیشواز میرم و این روز رو بهونه میکنم تا خیلی خاکی و صمیمی از مرد زندگیم بنویسم! چی شد که مرد زندگی من "مریخی محبوبم " نام گرفت؟ خیلی ساده است. چون اخلاقش با خیلی از زمینی ها راحت بگم زمین تا آسمون فرق می کنه! تمام رفتارهای خوبش در واقع درسهاییه که از طبیعت گرفته و اونها رو به نحو شیرینی در زندگی با خانواده و دوستان پیاده می کنه. او عاشق طبیعته. وقتی تو کوه وکمر یا جنگل و کویره انگاری با یک ای.دی.اس. ال پرسرعت به اطرافش کانکت شده و آنتی ویروس قویی تو مغزش نصبه که هیچگونه فکر مزاحمی نمی تونه آلوده اش کنه. صبر و گذشتش بسیار و کینه و بدخلقیش حداقله. وقتی تو در اوج عصبانیتی به قدری ماهرانه بدون جر و بحث حرف رو عوض می کنه که تو مثل یک بچه جریان فراموشت میشه! در موقع سختی ها به قدری محکم و خونسرده که راه رو بر هر گونه استرس و به قول خودش "پنیک" که معمولن زنها دچارش میشن می بنده! یکی از بهترین لحظات دختران ونوسیمون وقتیه که با او زیر سقف آسمون دراز کشیدند و او در مورد ستاره ها و آنچه در خارج از زمینه باهاشون صحبت می کنه............. ..............خیلی خصوصیات خوب دیگه هست که می تونم بگم. اما چرا دارم اینا رو اینجا می نویسم؟ مریخی محبوبم هیچوقت به وبلاگ من سر نمی زنه. چون اون رو مثل یک دفترچه خاطرات میدونه و میگه این دنیا دنیای مجازی توست و کاملن شخصیه! راستش دارم اینا رو به خودم و شما میگم. احساس میکنم این روزا جاذبه های زمینی بد جوری دارند من رو به زمین می چسبونند و میخان من رو از او و انتظاراتی که داره دور کنند. آره ! این نوشته بهونه ایه تا یادم نره که مریخی محبوب من و همراه او بودن یکی از بزرگترین خوش شانسی های زندگی من بوده. مریخی محبوبم دوستت دارم برای همیشه و قدر همه ی خوبیهات رو میدونم . روز پدر/مرد بر همه ی پدرا و مردای خوب مبارک! پ.ن ۱/ آدم دوست داره در بعضی پست ها یکعالمه بنویسه اما دور از عرف وبلاگ نویسیه!! ۲/کاری رو بکن که یادآوریش در آینده یار خاطرت باشه نه بار خاطرت! ۳/گرم باور کنی یا نه* من از یادت نمی کاهم * ميدونم "گرم یاد آوري یا نه" درسته اما من دوست دارم بگم "باور كني" بعدا نوشت: از اونجایی که من تقویم ایرانی استفاده نمی کنم(افه خرکی!!) فکر می کردم این دوشنبه روز پدره نگو یه هفته دیگه است!!! حاللللا
|
||