|
|
|
|
|
آیلای عزیز در کامنتت گفته و پرسیده بودی:
توی دل طبیعت دور از این همه هیاهو... خیلی دوست دارم بدونم الان چه حالی دارید، نمیتونم تصور کنم. حتمن خبر ها رو شنیدید. قدرت طبیعت چقدره؟ اون قدر هست که آرومتون کنه؟ بزار برات تعریف کنم. سفر یک هفته ای ما به قلب طبیعتی بکر و زیبا انجام شد.اما افسوس که شیرینی و لذت این سفر با نگرانی و دلهره از اینکه در شهرهامون و بر جوانانمون چی میگذره با تلخی همراه بود. هر جا که اطراق می کردیم فقط دنبال یک بلندی می گشتیم. کلی پیاده می رفتیم تا به بلندترین نقطه برسیم که انتن داشته باشه. هر کدوم به عزیزی در شهری زنگ میزدیم. تهران٬ مشهد٬بیرجند٬قزوین٬رشت و... تا ارتباط برقرار میشد موبایل رو روی بلندگو میزاشتیم تا همه بشنویم اونجا چه خبره. همه جا خبر از نا امنی و اعتراض بود. شاید این تنها سفری بود که همه مون بی تاب برگشتن بودیم . روزای آخر فقط میخاستیم بال داشتیم و اون راه های صعب العبور رو که به سختی طی کرده بودیم پرواز می کردیم و زودتر برمی گشتیم. مرا به خانه ام ببر .... اگرچه خانه خانه نیست! آره آیلا جان جوابت اینه که نه! حتا زیبایی و آرامش طبیعت هم نتونست آروممون کنه! ************************* م.الف عزیز! در پست آخرت حیرون بودی که "این دهات کوره ها که میگن کجاست" ؟ بزار برای تو هم تعریف کنم. روزی که ما حرکت کردیم درست روز انتخابات بود. فردای اون روز ما از روستاهایی در اطراف درگز و قوچان و بجنورد رد شدیم. نمی دونم آرا شمارش شده بود یا نه ولی به هر حال در خبرها مشخص شد که رییس جمهور چه کسی است! ما ناباورانه به هم نگاه می کردیم اماناباورانه تر از اون این بود که می دیدیم که در گذر از این روستاها مردم جلومون رو می گیرند و به جهت این پیروزی شیرینی و شربت تعارف میکنند! راننده ی محلی گرچه خودش موسوی چی بود اما به دهی در اون طرف جاده اشاره کرد و گفت "تمام این ده عاشق رييس جمهورند. انصافن هم براشون كارايي كرده!" آره عزیز اينا همون دهات كوره هاست! حالا علت علاقه مردمشون چيه؟ نمی دونم. بگم خلایق هر چه لایق! بگم اکثریتی داریم که به سیب زمینی قانعند؟ بگم ما از خدماتی که تو روستاها میشه بی خبریم! بگم مردم عقلشون به چشمشونه؟بگم داستان طرفداریشون ضرب المثل معروف سلام روستايي بي طمع نيسته ؟ نمی دونم ! فقط می دونم گیجم. ناراحتم. عصبانیم. همش صحنه های انقلاب رو که در کودکی شاهد بودم جلوی چشمامه. صحنه ی جوونایی که ۳۰ سال پیش با هزار امید برای ایرانی آزادتر جونشون رو کف دست گذاشته بودند و به خیابونا ریخته بودند. فقط میتونم این رو تکرار کنم که امیدوارم امید جوونای این نسل هم نره کنار امید جوونای اون نسل!! چون این سیاست لامصب بی پدر مادره !
|
||