|
|
|
|
|
همیشه همینطوره..... وقتی خوابش رو میبینم.... می دونم که دارم خواب می بینم و میدونم که حقیقی نیست... برای همین با ولع زیاد نگاهش می کنم.... میدونم چند لحظه دیگه میره و باز من بیدار میشم در حالیکه دارم با دستم گوشه بالشت رو فشار میدم و اشک گوشه چشمم قلمبه شده.
دیشب هم همینطور بود...دیدمش...با همون فیگور همیشگی...به یک طرفش ایستاده بود و دستش تو جیبش بود....بلوز راه راه با شلوار قهوه ای.. اما عینک نداشت و برخلاف خواب های قبلی ام قیافه اش خیلی پیر شده بود.. هیجان زده خواهر وبرادرم رو صدا زدم و گفتم ..بچه ها! ...بابا...بابا...و دور و برم رو نگاه کردم اما کسی نبود..خالی بود....یه جورایی خاکستری. من وقت رو از دست ندادم .سریع روم روبرگردوندم تا بابا رو دوباره ببینم . او نگاهم کرد... یه لبخندی زد و محو شد. |
||
|
|
|
|
|
این روزها از کوچه پس کوچه های دبی که رد بشین می بینید که بالکن ها و سر در خیلی از خونه ها ریسه های رنگی و فانوس های نارنجی بسته شده. این چراغونی ها به خاطر جشن پنج روزه "دیوالی" هست که یکی از بزرگترین جشن های هندو ها محسوب میشه و در واقع پیش در آمدی بر سال نوشونه. دیوالی در اصل دیپ والی هست که "دیپ" یعنی فانوس و "والی" یعنی ردیف. در واقع اصل این جشن به چراغونی کردن و راه انداختن ردیف های نوره تا خونه شون رو برای ورود "لاکشیمی" الهه توانگری و کامیابی آماده کنند. چند روز قبل از دیوالی هندی ها خونه تکونی می کنند٬ شیرینی و لباس نو می خرند و برای عزیزانشون هدیه می گیرند. زن ها با پودر های رنگی تزیینات قشنگی رو جلوی در خونه هاشون رسم می کنند که به این هنر "RANGOLI" میگن.(حالا فکرش رو بکنین جلوی هر واحدی تو یه برج یه نقاشی کشیده باشن.چه شود!!!!). در این شب هندی ها علاوه بر چراغونی کلی شمع تو راهرو ها روشن می کنن و در خونه شون رو باز میذارن تا "لاکشیمی" راحت وارد خونه شون بشه. بماند که قبل از لاگشیمی٬ جناب سکیوریتی آپارتمانه که به خاطر دودی که تو راهروها بر پا شده جهت تذکر وارد خونهشون می شه.(جناب سکیوریتی همانا سرایدار یا نگهبانی خودمون می باشد که در دبی ترفیع گرفته و شده مامور امنیت=سکیوریتی!!!)
این روزها اگه برین سوپر مارکت هایی که بیشتر اجناس هندی می فروشن میبینین مغازه پره از انواع و اقسام بت هاشون. یکی از بت هایی که این روزها طرفدار داره "گانش" هست. "گا" یعنی دانش و "نش " یعنی عقل . عبادت این بت برای تقاضای رفع موانع و سختی هاست. عکس گانش رو در پایین می بینید.
جالبه بچه هایی هم که امتحان دارن٬شب امتحان دست به دامن گانش میشن. در این ایام یکی دو روز رو هم زنان برای سلامتی مرداشون روزه میگیرن!!!! از باشکوهترین قسمت های این جشن البته در هند آتش بازی و ترقه زدن هست امادر دبی این کارا ممنوعه ولی جوونای هندی یه جورایی مثل چهارشنبه سوری ما هر طور شده سعی میکنن این امر خطیر رو انجام بدن!!!
|
||
|
|
|
|
|
امروز یک خانم هندی رو دیدم که با یک نخ تکه چوبی (تقریبا ۵ سانتی)رو به بازوش وصل کرده بود . ازش پرسیدم این چیه؟ گفت :"این یک تکه چوب صندله. همیشه دور دستم دارم. یک دوست که بهش خیلی اعتقاد دارم گفته اگه این چوب دور بازوت باشه هیچ وقت مریض نمیشی!!!" گفتم حالا واقعا احساس سلامت می کنی؟ گفت:" آره! چند وقت پیش دکترا به من گفتن باید یک عمل جراحی بشم. " خجالت کشید بگه چه عملی ولی با ایما و اشاراتی که کرد نه تنها من بلکه هر کی از اون جا رد میشد فهمید منظور خانم جراحی زنان هست!!! و ادامه داد:"همون روزا یک دوست قدیمی یک تکه چوب صندل به من داد که ببندم به بآزوم.بعد از چند روز که رفتم دکتر ٬دکتر گفت خبری از مریضیت نیست!!" حالا این خانم این تکه چوب رو هر ۲ -۳ هفته یک بار عوض می کنه. اما یک شرط داره. اون هم اینه که چوب رو باید فقط سه شنبه ها عوض کنه!! دیگه چی بگم والا .شما یه چیزی بگین!!! پ.ن ۱-توضیح از ویکی پدیا: صندل یکی از درختان خوشبوی جنس Santalum میباشد. گونههای این درخت در نپال، جنوب هند، سریلانکا، هاوایی، جزایر اقیانوس آرام جنوبی و استرالیا یافت میشود. از چوب صندل هم بهعنوان ماده خوشبوکننده و هم در نجاری استفاده میشود. در هند معابدی از چوب صندل ساخته شده که بعد از گذشت قرنها عطروبوی خود را حفظ کردهاند. جعبههای جواهرات،بادبزنهای دستی و چوب بریهای زیبا هنوز در قسمتهایی از آسیا بخصوص در هند از چوب صندل ساخته میشوند. |
||
|
|
|
|
|
حدود یک ماه از آخرین پست می گذره. فکر می کردم مفصلا در مورد ماه رمضان و عید فطر در دبی خواهم نوشت اما خوب گردش های جور واجور و حقیقتش فرار از هوای نامطلوب دبی باعث شد خودم هم در دبی نباشم. ایشاللا سال بعد!!! این تابستون به جاهای زیادی سفر کردیم. استان گیلان جایی به اسم "لارنه" که شاید کمتر کسی بشناسه و استان اصفهان و چادگان زیبا و تونل کوهرنگ و حتی استان سنگاپور!!!!وقتی این کشور از تهران خودمون هم کوچکتره واللا استان گفتن هم زیادیشه!! و نیز مالزی. من قصدی برای نوشتن سفرنامه ندارم٬ فقط میگم خیلی خیلی خوش گذشت.جای همتون خالی. وبلاگ نویسی رو با همین خبرای دست و پا شکسته از دبی تجربه کنم بهتره !! آتلانتیس
این اسم رو جدیدا در دبی زیاد میشنوید و احتمالا از این پس تور ها هم برای جلب مشتری کلی این هتل گران قیمت رو تبلیغ خواهند کرد. در سایت های مختلف جزییات اون اومده اما خبری که من میخام بدم در مورد Whale sharkیعنی کوسه وال هست که بزرگترین ماهی دنیاست که از قرار جزو اولین مشتری های هتل شده!!!! از بس که هر چی رو در دبی گفتن "بزرگترین در دنیا" ویا با اغراق کمتر "بزرگترین در خاورمیانه٬"این بزرگترین ماهی بیچاره هم دستی دستی خودش رو در جبل علی گیر انداخته و حالا در حوضچه بزرگ (lagoon) در همین هتل آتلانتیس نگهداری میشه . صاحبان هتل حسابی دندون تیز کرده بودند که از این کوسه به عنوان جاذبه های دیدنی هتل استفاده کنند اما مورد اعتراض حامیان حیوانات قرار گرفت. اونا هم جا زدند و گفتند نه! ما برای چند وقتی این کوسه را نگه می داریم!!! تا ببینیم چه میکنن. ps. عکس کوسه تزیینی است!!این همون کوسه گرفتار در آتلانتیس نیست بلکه از اینترنت پیدا کردم. دروغ چرا٬تا قبر آ....آ....آ....آ ps. راستی تو دایی جان ناپلیون ۳ بار آ میگفت یا ۴ بار؟؟؟؟؟
|
||